|
نوشته شده توسط محمد علی محسن زاده
|
|
شنبه ، 30 ارديبهشت 1391 ، 20:13 |
آدمیان بیش از دو هزار و پانصد سال است که در رؤیای «گریز از عشق جنسی» روزگار میگذرانند. از هشت قرن پیش از میلاد مسیح تاکنون کسانی هر چندگاه در خواب میبینند که «راه رهایی از بحران جنسی و آسیبهای آن، این است که ریشة عشق را در وجود بشر خشک کنند و امیال تناسلی را به طور کلی از بین ببرند.» اما هرچه زمان بر این رؤیا میگذرد تعبیرهای واژگونه از آن مشاهده میشود. در هند قرنهاست میکوشند که از مظاهر جنسی و فریفتگی زنان بگریزند، ولی هر چه بیشتر جذب این امر شدهاند. آنها میخواهند از مسایل جنسی خلاص شوند، ولی بعد تمام ذهنشان به مسایل جنسی متوجه میشود. چرا چنین است؟چون از هرچیزی میگریزند که چرخة آفرینش گریز آن را برای ایشان نخواسته است. میل جنسی و جایگا مسایل جنسی به درستی نمیتوان دانست که دانش مردمان نخستین دربارة مسایل جنسی چگونه بوده است و آنها نیازهای غریزی خود را چگونه با یکدیگر مطرح میکرده و پاسخگوی آن بودهاند؛ اما تردید نیست که در آن روزگار عنصر «تخیل»و «رفتار» بهترین ابزار اظهار نیاز جنسی و پاسخگوی آن بوده است. به نظر میرسد که آنان بیش از زبان، با چشم و مدد «رفتارهای ویژه» تقاضای جنسی خود را مطرح میکردند؛ چنانکه تشنگی و گرسنگی را هم با همین دو ابزار نشان میدادند؛ همانگونه که افراد نابینا و ناشنوا نیز با دیگر حواس سالم خود میتوانند میل جنسی خویش را نشان داده، به ارضای دلخواه آن دست یابند. این امر حکایت از آن دارد که غریزه جنسی با تار و پود آدمی پیوند دارد و هرگاه حسی تعطیل گردد دیگر حواس برای انجام این منظور به کار گرفته میشود؛ چنانکه از شیوة تنفس نیز میتوان به وضعیت میل جنسی پی برد.
|